
تهدید نظامی یکی از شگردها وترفندهای دشمن برای به هم ریختن روحیه،مردم ومسئولان یک نظام به حساب می آید.نکته مهم، نوع نگرش به تهدید نظامی و جهت گیری و و اتخاذ اقداماتی است که با توجه به همان نگرش شکل می گیرد.
آنچه مسلم است عملی کردن تهدیدات نظامی از سوی قدرت ها منوط به اطمینان طرف مقابل در موثر دانستن حمله نظامی است.حمله نظامی زمانی موثر است که دشمن از عدم بازدارندگی یا ضعف بازدارندگی طرف مقابل اطمینان حاصل نماید.از همین رو یکی از اقدامات دشمن پیش از حمله نظامی تلاش در تضعیف ویا متوقف کردن قدرت بازدارندگی کشوری است که قصد حمله به آن را دارد.لذا حضرت آقا در بیانات خود تأکید می کنند که :« ما عناصر قدرت فراواني داريم. اينها را بايد حفظ کنيم و روزبه روز افزايش دهيم. ما ضعيف نيستيم، بايد در مقابل تهديد آمادگي داشته باشيم. اگر نداريم، بايد آمادگي ايجاد کنيم و اگر داريم، حفظ کنيم و افزايش دهيم.»(27/12/1380)
بنابراین تاز مانی که دشمن از سود وبهره بردن از حمله نظامی خود اطمینان حاصل نکند،محال است تهدیدات را عملی کند.با توجه به اینکه به فضل الهی وبا تدابیر حکیمانه مقام معظم رهبری K و تلاش جهاد گونه نیرو های نظامی،جمهوری اسلامی ایران اکنون به جایگاهی دست یافته است که به قول امام خامنه ای K « حملهى نظامى به جمهورى اسلامى ایران براى هیچ کشورى مقرون به صرفه نیست »(۱۶/04/1393)
درچنین وضعیتی تهدیدات نظامی بیشتر جنبه جنگ روانی وسنجش میزان قوا وامکانات دفاعی طرف مقابل خواهد بود.پس از بیان این مقدمه باید گفت چگونگی پاسخ به تهدیدات نظامی،خود دفاع وضربه ای متقابل و به تعبیر دیگر تغییر جهت دادن پیکان جنگ روانی به سوی دشمن به حساب می آید.بیانات مقام معظم رهبری K به همین امر اشاره دارد:« در مقابل اعلان جنگ، اعلان دفاعِ همه جانبه - روي «همه جانبه» تکيه و تأکيد مي کنم - و در مقابل اقدام به جنگ، اقدام به دفاع و ضربه متقابل»(27/12/1380)
از آنجایی که تهدید نظامی،خاص دوران ما نبوده ودر طول تاریخ شیوع داشته است،برای پی بردن به جواب این سوال که در مقابل تهدیدات دشمن چگونه باید پاسخ داد؟ بهترین راه نظر به سیره امام متقین علی g است .ایشان در مدت حکومت و رهبری خود بر امت اسلام،با تهدیدات مکرر از سوی دشمنان مواجه بودند.یکی از دشمنان اصلی حضرت وبه تعبیری اصل وریشه فتنها در زمان حضرت که فتنه های دیگر از او نشأت گرفته بود، معاویه وبنی امیه بود. در این مجال بر آنیم تا با توجه به پاسخ حضرت به تهدیدات نظامی وبه تعبیر بهتر گزینه نظامی معاویه، الگوی مناسبی در خصوص جهت گیری ها دربرابر تهدیدات نظامی بدست آوریم.از دیدگاه حضرت اولین مرحله مقابله با تهدیدات نظامی دشمن به سخره گرفتن وبی اهمیت دانستن وبی اهمیت جلوه دادن تهدیدات نظامی است.این عمل دو کاربرد دارد ابتدا افزایش روحیه نیرو های خودی و همچنین بی اثر کردن بار روانی این تهدیدات بر نیروها.به همین جهت حضرت در پاسخ تهدید نظامی معاویه می فرمایند:« وَ ذَكَرْتَ أَنَّهُ لَيْسَ لِي وَ لِأَصْحَابِي عِنْدَكَ إِلَّا السَّيْفُ فَلَقَدْ أَضْحَكْتَ بَعْدَ اسْتِعْبَارٍ. نوشته اى كه نزد تو براى من و ياران من چيزى جز شمشير نيست در اوج گريه انسان را به خنده وا مى دارى» ( نهج البلاغه،نامه 28) لازم به ذکر است که این امر نباید با بی توجهی و عدم رصد تحرکات دشمن ویا دست کم گرفتن آنان، اشتباه گرفته شود.
نکته دوم در پاسخ حضرت به گزینه نظامی دشمن،یادآوری شجاعت وسلحشوری خود ونیروی نظامی خودی برای دشمن است.بازگو کردن رشادت ها ومبارزات نیروی نظامی خودی وضربات سخت آنان بر دشمن در گذشته نیز از یکسو موجب تضعیف روحیه دشمن شده واز سوی دیگر روحیه سلحشوری نظامیان خودی را افزایش می دهد.به همین جهت حضرت در ادامه می فرمایند:« مَتَى أَلْفَيْتَ بَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِبِ عَنِ الْأَعْدَاءِ نَاكِلِينَ وَ بِالسَّيْفِ مُخَوَّفِينَ فَلَبِّثْ قَلِيلًا يَلْحَقِ الْهَيْجَا حَمَلْ فَسَيَطْلُبُكَ مَنْ تَطْلُبُ وَ يَقْرُبُ مِنْكَ مَا تَسْتَبْعِدُ. فرزندان عبد المطلب را در كجا ديدى كه پشت به دشمن كنند و از شمشير بهراسند پس كمى صبر كن كه هماورد تو به ميدان آيد آن را كه مى جويى به زودى تو را پيدا خواهد كرد، و آنچه را كه از آن مى گريزى در نزديكى خود خواهى يافت»(همان) بیان دفاع جانانه وعزت مندانه رزمندگان اسلام در هشت سال دفاع مقدس در برابر حمله نظامی نه تنها عراق بلکه دنیای استکبار ومزدورانشان و دهها عملیات غرور آفرین رزمندگان در جبهه ها با وجود حداقل امکانات ممکن،که فرماندهان کارکشته نظامی دنیا را به شگفتی وتعجب واداشت وصحنه های بزرگ رقم خورده در این هشت سال که الگو گرفته از صحنه ها وایثارگری های عاشورای حسینی بود،موجب افزایش روحیه شجاعت ودلاوری در نیروهای نظامی خودی وهمچنین تضعیف روحیه نیروهای دشمن خواهد شد.فرمایشات مقام معظم رهبری در همین جهت است:« من تعجب ميكنم. چرا از وضع گذشته عبرت نميگيرند؟ چرا حاضر نيستند ملت ما را بشناسند؟ مگر نميدانند كه اين ملت، ملتى است كه در روزى كه دو ابرقدرت در اين دنيا بودند كه تقريباً در همهى موضوعات با هم مخالف بودند، جز در دشمنى با جمهورى اسلامى - فقط در دشمنى با جمهورى اسلامى اين دو ابرقدرت: ابرقدرت آمريكا و شوروى سابق، با هم متحد بودند - ايستاد و هر دو ابرقدرت را به زانو درآورد. چرا شما عبرت نميگيريد؟ امروز شما قدرت آن روز را هم نداريد. جمهورى اسلامى امروز چندين برابر قدرتمندتر از آن روز است، باز با اين زبانها حرف ميزنيد؟ استكبار يعنى اين. از موضع تكبر حرف زدن با يك ملت، كار را با تهديد پيش بردن؛ اگر چنين نكنيد، چنان خواهد شد. ملت ما هم ميگويد كه ما مىايستيم.»( 12/8/88)
نکته سوم در پاسخ به تهدیدات و گزینه نظامی ،نمایش و به تصویر کشیدن قدرت نظامی خودی وبه تعبیر امروزی مانور نظامی است.اگر چه در مانور نظامی امکانات وتسلیحات به نمایش گذاشته می شود اما مهمتر از نمایش تسلیحات،نمایش قدرت ایمان واعتقاد وروحیه دلاوری وشهادت طلبی نیرو هاست که در دل دشمن ایجاد رعب و وحشت میکند،همچنانکه ما در دفاع مقدس این مسئله را به خوبی درک کردیم.
نکته اینکه گرچه در زمان حضرت امکانات رسانه ای برای به نمایش گذاردن قدرت نظامی وجود نداشته است،اما حضرت با ترسیم وایجاد تصویر ذهنی برای دشمن ، گویی مانوری نظامی اما ذهنی و روانی را دنبال می کنند:« وَ أَنَا مُرْقِلٌ نَحْوَكَ فِي جَحْفَلٍ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ وَ التَّابِعِينَ لَهُمْ بِإِحْسَانٍ شَدِيدٍ زِحَامُهُمْ سَاطِعٍ قَتَامُهُمْ مُتَسَرْبِلِينَ سَرَابِيلَ الْمَوْتِ أَحَبُّ اللِّقَاءِ إِلَيْهِمْ لِقَاءُ رَبِّهِمْ. و من در ميان سپاهى بزرگ، از مهاجران و انصار و تابعان، به سرعت به سوى تو خواهم آمد، لشكريانى كه جمعشان به هم فشرده، و به هنگام حركت، غبارشان آسمان را تيره و تار مى كند. كسانى كه لباس شهادت بر تن، و ملاقات دوست داشتنى آنان ملاقات با پروردگار است»(نهج البلاغه،نامه 28)
نکته پایانی در فرمایشات حضرت در نامه 28، تکیه بر نیروی جوان وبه تعبیری تابعین ودنباله کنندگان منش ومرام شهداست.کسانی که حضرت با تعبیر «فرزندان» از آنان یاد می کنند:« وَ قَدْ صَحِبَتْهُمْ ذُرِّيَّةٌ بَدْرِيَّةٌ وَ سُيُوفٌ هَاشِمِيَّةٌ . همراه آنان فرزندانى از دلاوران بدر، و شمشيرهاى هاشميان مى آيند »( نهج البلاغه،نامه 28)
امام علی g با این بیان به دشمنان می فهمانند که راه و سیره شهدا از یادها نرفته ونیروی نظامی حضرت جوانانی هستند که خود را مدافع وتابع سیره و مسلک شهدا در دفاع از آرمانهای و ارزشهای الهی می دانند وهمین نیرو است که مانند شهدا پیروزی آفرین هستند.باید دانست که منظور حضرت از فرزندان دلاوران بدر،تنها اشاره به فرزندان نسبی آنان نیست بلکه نقطه اتصال آنان و وجه اشتراکشان روحیه دلاوری وایثار ونترسیدن از دشمنان است .به نظر می رسد مصداق کلام حضرت علی g در زمان ما جوانان بسیجی هستند.جوانانی که روحیه و عملکرد به موقع شان موجب وحشت دشمنان خواهد شد:« بسیج عبارت است از مجموعهای که در آنها پاک ترین انسانها، فداکارترین و آماده به کارترین جوانان کشور، در راه اهداف عالی این ملت و برای کمال رساندن و به خوشبختی رساندن این کشور جمع شده اند. ... مجموعهای که دشمن را بیمناک و دوستان را امیدوار و خاطرجمع می کند.(بیانات مقام معظم رهبری در جمع بسیجیان به مناسبت هفته بسیج5/9/76)
نقش بسیج به عنوان ادامه دهندگان راه و مسیر شهدا از دیدگاه مقام معظم رهبری K مانند شهدا، ناامید کننده دشمن از تسلط بر کشور وهمچنین بی اثر کننده تهدیدات نظامی دشمن است: «نسل قبل از شما در مقابل وابستگی کشور و زیاده طلبیهای دشمنان ایستاد و در دوران انقلاب و جنگ تحمیلی، از هویت و شخصیت ملی خود، جانانه دفاع کرد و اکنون نوبت شما جوانان است که اگر با همین ایمان و شور در صحنه بایستید، هیچ سلاحی قادر نخواهد بود ملت ایران را به زانو در آورد .»
الحمد لله رب العالمین
ما را در سایت نافذالبصیرة دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 3